به مناسبت شهادت حضرت علی

علی تنهاست ... ( از سخنرانی دکتر علی شریعتی )

 

                     

 

 ...  این گله ایست که من نه تنها به نمایندگی معلمین… بلکه به نمایندگی همه ی مردم از دانشمندان خود دارم ، که:

شما ، برای شناساندن درست علی به ملتش ، به این مردم شیفته ای که با همه ی حیاتشان ، ایمانشان و خونشان در راه علی و برای علی مبارزه کرده اند چه کرده اید؟

ملت و مردم ما در این راه کوتاهی نکرده اند ، اما دانشمندان ما که وظیفه ی آنها معرفی علی بود کوتاهی نمودند. یک ایرانی نیمه تحصیلکرده ی نیمه کتابخوان و نیمه دانشمند باید بهتر از هر کس دیگر ، علی را بشناساند و معرفی کند و اگر محققی در دنیا خواسته باشد به جامعه ای برود که علی را بشناسد ، آن جامعه باید ایران باشد ، و همچنین اگر بخواهد به کتابخانه ای مراجعه کند تا اثری درباره ی او مطالعه نماید ، قاعدتا می بایستی به کتابخانه های ما بیاید و آثار دانشمندان ما را انتخاب کند.

ملت ما همواره چنان که باید به ستایش علی و فرزندانش و بزرگداشت آنها پرداخته است ، اما به عنوان یک فرد عضو این جامعه باید از دانشمندان و فضلا و علمای خودمان سوال کنیم که :چرا علی را درست به ما نشناساندند؟

در مقدمه ی کتاب « حجر بن عدی » ، « حقیقتی » را نوشتم که گفتند : « مصلحت » نیست!

نوشته بودم ، اگر دانشجویی بخواهد درباره « بتهوون » _ که یک موسیقیدان آلمانی است و در خود اروپا ، همه سبک موزیک او را نمی پسندند _  مطالعه کند و بدین منظور از من راهنمایی بخواهد ، با وجودی که آشنایی با او برای مردم ما چندان لزومی ندارد و آثارش را کمتر کسانی می پسندند و می فهمند و احساس می کنند ، معهذا حداقل سه کتاب مستقل بسیار عمیق درست زیبا و محققانه و بیش از صدها مقاله و کنفرانس و بحث و مصاحبه ی علمی و خواندنی وجود دارد.

اما درباره علی یک کتاب که بتوان ادعا کرد این بزرگمرد را لااقل برای دانشجویان و دانش آموزان و طبقه کتابخوان و روشنفکر به خوبی بشناساند یافت نمی شود. همه اش ستایش است و مدح و شعر. اما معلوم نیست که این کسی را که این همه می ستاییم کیست! … چه می گوید! این مردی که ایمان ملتی را در در این قرن های سخت و دشوار به خودش وقف کرده و ملت ما سال های فراوان ، محبت او را به قیمت زندان ها و شکنجه ها در دل خود مشتعل نگهداشته و نسل به نسل به بهای جان خود به دست ما سپرده و مردی که این همه تجلیل می شود و این همه دلها برایش می تپد و این همه عشق ها نثارش می گردد کیست...؟

نمی دانم! این درد است.چه ، قبل از هر شعر، هر ستایش و هر تجلیل از علی و حتی قبل از محبت علی ، معرفت علی است که نیاز زمان ما و جامعه ماست ،  ...

 

امروز ؛ مهرگان

مهرگان، بر بام نشسته دیروز، در اندرونی امروز

 

 

زمان عهد خدا را با شراره های تکرار می شکند، مشت بسته آسمان باز می شود و آنگاه محتوای روشنایی بخشش را نثار زمین می کند. خبر می آورد از مهر. ماه، ماه مهر است. حتی چند روزی از آن می گذرد و خبری از سور و سات جشن نیست.

مهرگان بزرگ، مهرگان جاوید، مهرگان قهرمانانه، به افسانه ها منحصر شده.

افسوس و صد افسوس که نیست اثری از شکوهمندی این جشن با اصالت ما.

در طی تاریخ بزرگی مهرگان را به پستی کشیدیم، امروز در تلاطم اندیشه های بی سو، اسمی از آن نمی بریم. وای بر فردای ایرانمان، وای بر فردای ایران.باید نوشت که ریشه های درخت کهنسال وطن خشک اند.

هنوز می توانیم این ریشه ها را با باران رحمت مهر آبیاری کنیم. هنوز دیر نیست. باید که مهرگان را به دلهایمان راه بدهیم. باید که مهرگان را به خانه هایمان دعوت کنیم.

به خاطر ایزد مهر هزاره های فر و شکوه، به رسم باران، به قدمت خورشید، مهرگان را گرامی بداریم و به این راحتی آن را به تاریخ نسپاریم.*

 

 

*با تشکر از دوستی که بنا به درخواستم این نوشته را برای مهرگان نوشتند.

دهم مهر. روز مهرگان . یادگاری از این دیار کهن

مهرگان فرا می رسد...

 

در روز شمار کهن ایران، هر یک از سی روز ماه را نامی است که نام دوازده ماه سال نیز در میان آن هاست. پیشینیان در هر ماه که نام روز و نام ماه یکی بود، آن را جشن می گرفتند. بنا بر همین سنت روز شانزدهم از ماه مهر مصادف با روز مهر است(دهم مهر گاهنمای کنونی) و در این روز جشن مهرگان به پا می شده است.

 

                                

 

 

جشن مهرگان متعلق  است به فرشته بزرگ مهر. اين جشن فرخنده و زيبا در گذشته ميان ايرانيان مقامی بسيار ارجمند در حد نوروز داشت و همانگونه که ايرانيان نوروز را بواسطه پايان سرما و آغاز بهار جشن می گيرند، مهرگان را نيزدر نيمه سال و با پايان فصل گرما و شروع سرما جشن می گرفتند. آداب و رسوم آن بسيار شبيه به نوروز است. در دوره های پیشین، برگزاری این جشن بزرگ قریب شش روز طول می کشیده است.

علاوه بر یکی بودن نام _ روز مهر از ماه مهر _ مناسبت های دیگری برای برگزاری این جشن برمی شمرند که معروف ترین آن قیام کاوه آهنگر و پیروزی بر ضحاک و به پادشاهی نشستن فریدون است. در اين روز کاوه آهنگر بر ضحاك پيروز مي شود و فریدون بر تخت شاهی می نشیند و ايرانيان به جشن و سرور مي پردازند.

ابوریحان بیرونی در التفهیم می نویسد:« مهرگان، شانزدهم روز است از مهر ماه و نامش مهر، اندرین روز افریدون ظفر یافت بر بیورسب جادو، انک معروف است به ضحاک و به کوه دماوند باز داشت، و روزها که سپس مهرگان است همه جشنند، بر کردار آنچه از پس نوروز بود.......»

‌ جشن مهرگان متعلق به همه مردم ايران است؛ همانطور كه نوروز، جشني ملي و متعلق به همه ايرانيان بوده و هست. نوروز، تیرگان، سده، یلدا و مهرگان از بزرگترین جشن های ایرانیان هستند و نشانه ای از فرهنگ ایران باستان به شمار می آیند.این جشن ها، شناسنامه ای از ملت و فرهنگ ایران هستند.

هر دو جشن مهرگان و نوروز  از آثار درخشان و جاودان ايران زمين هستند و برماست که اين دو ميراث گرانقدر نياکانمان را همچون دو گنجينه گرانبها سينه به سينه و نسل به نسل انتقال دهيم  چرا که هويت و پهنای مرز ايران زمين را اين دو جشن به وضوح نشان می دهد و هر کجا نوروز و مهرگان جشن گرفته شود آنجا ايران است و هر که ايندو جشن با شکوه و زيبا را برگزار کند ايرانی. پس مهرگان را جشن بگیریم اگر چه با یک کار نیک!