داریوش ، او که خوبی را استوار می دارد

  خدای بزرگ است اهورامزدا که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی مردم را آفرید، که داریوش را شاه کرد، یک شاه از بسیاری، یک فرماندار از بسیاری.*

 

داریوش بزرگ

 

   داریوش بزرگ ( ۵۲۲ تا ۴۸۶ پیش از میلاد)، سومین فرمانروای دولت جهانی هخامنشی بود که پس از برافکندن فتنه گئوماته مُغ ، غاصب تاج وتخت ، با سازمان دهی استوار، حکومت مرکزی بر استانهای کشور را تحکیم کرد، سکه زد و اوزان و مقادییر را معین کرد وراه ها ساخت و بازرگانی و کشاورزی را تشویق کرد و سپاه دائمی معروف به « سپاه جاویدان » ترتیب داد و دانش و هنر را خریدار شد و برای ساختن جامعه ای منظم و قانونمند و هنر پذیر و مبتنی بر عدالت اجتماعی و احترام به عقاید و فرهنگ اقوام کوشید. بعلاوه بناهای زیبا و استوار ساخت که از همه مهمتر کاخهای شوش و تخت جمشید بودند. همچنین بزرگترین و مهم ترین کتیبه ایران قدیم را بر سینه کوه بیستون به یادگار گذاشت. آرامگاه او در نقش رستم است. نام او به معنی « او که خوبی را استوار می دارد» می باشد.

*سنگنبشته ای در نقش رستم

 

گاهشمار 25 فروردین

25 فروردين ، روز تولد مانی، پيام‌آور ايرانی

  مانی، پیامبر نقاش ،پيام‌آوری بود که ظاهرا آيين وی منشا الهی نداشت اما چنان فراگير شد كه زمانی بر منطقه وسیعی از غرب امپراتوری روم تا هند و از مرزهای چين تا عربستان گسترده شد.
مانی در 25 فروردين 1789 سال پیش (14 آوريل 216 ميلادی) در شمال بابل چشم به جهان گشود. پدرش، پاتگ، از تبار شاهان اشكانی و اهل همدان بود.

   مانی به گفته خودش نخستين بار در دوازده سالگی پيام وحی را دريافت كرد و حامل پيام، روح همزاد او بود. بار ديگر، در 24 سالگی وحی به وی نازل شد و اين بار دستور يافت تا به تعليم دين بپردازد. یکی از ويژگی‌های تبليغ در آيين مانی آن بود كه در هر منطقه‌ای به زبان آن منطقه و به نحوی كه برای مردم آن منطقه قابل درك باشد، به تبليغ می‌پرداخت. خود او در متنی به زبان پارسی ميانه می‌گويد: «دینی كه من گزيدم، از ديگر دين‌های پيشينيان در ده چيز برتر و بهتر است. يك، آن‌كه دين‌های پيشين به يك شهر و يك زبان بودند. اما دینی كه من آوردم، در هر شهر و به هر زبان پيدا شود و در شهرهای دور گسترش يابد
.» مشهور‌ترين كتاب مانی آردهنگ یا ارژنگ خوانده می‌شود و سراسر تصويری است. مانی تمام اساطير مانوی، داستان آفرينش و اصول اعتقادی دين خود را در اين كتاب به تصوير كشيده است. مانی پزشکی توانا و معجزه‌گر بود و اين توانایی خود مقبوليت بيشتری براي مانی به دنبال داشت.دین وی را شاید بتوان آمیزه ای از عرفان ایرانی و اندیشه مسیحی دانست. در مجموع می توان گفت: «مانی یکی از بزرگترين بنيانگذاران و سازمان دهندگان دینی بود كه دنيا به خود ديده است.»

 

 

25 فروردین ، بزرگداشت عطار نیشابوری

در راه تو هر كه خاك در شد     در عالم  عشق  معتبر  شد
هر  خاك  كه  ذره قدم  گشت      در عالم عشق تاج سر شد

  
«گويند سبب توبه وی آن بود كه روزی در دكان عطاری مشغول و مشعوف به معامله بود، درويش آن جا رسيد و چند بار شی‌الله ‌گفت وی به درويش نپرداخت. درويش گفت ای خواجه تو چگونه خواهی مرد؟ عطار گفت چنانكه تو خواهی مرد! درويش گفت تو همچون من می‌توانی مرد؟ عطار گفت بلی. درويش كاسه‌ای چوبين داشت زير سر نهاد و گفت الله و جان بداد. عطار را حال متغير شد، دوكان بر هم زد و به اين طريقه درآمد
.»*
   فرید الدین محمد عطار نیشابوری از ستارگان ادب و عرفان ايران ، شخصیتی است كه حيات را در يك انقلاب بزرگ روحی با منطق پرندگان تفسير كرد و راهی صدساله را در هفت شهر عشق منزل به منزل از خاك تا افلاك طی كرد و به تيغ مهاجمی تا تار در عين فنا به لقا الهی دست يافت
.
  
عطار در منطق الطیر(شاهکار وی) شرح طی راه‌های طريقت را در قالب حكايت سفر دور و دراز پرندگان در جستجوی سيمرغ آورده است. این عارف پارسی زبان همزمان با حمله چنگيز‌خان مغول به ايران در قتل عام بزرگ نيشابور كشته شد.

* نفحات انس جامی

 البته بسياری از پژوهشگران اين داستان را از افسانه‌های منسوب به متصوفه می دانند.

به یاد بزرگترین مرد تاریخ ایران زمین

من کوروش پادشاه جهان

 

 

آرامگاه کوروش کبیر در پاسارگاد

 

  اریستابالوس  مورخ یونانی در کتاب اسکندر هنگام توصیف پاسارگاد و ورود اسکندر به این شهر و آرامگاه کوروش می نویسد: در آنجا سنگ نوشته ای به خط پارسی دیده می شد بدین مضمون: ای مرد فانی من کوروش پسر کمبوجیه هستم. من امپراتوری پارس را بنا کردم. من حکمران آسیا بودم. به این آرامگاه من رشک مبر. پلوتارک نیز روایتی مشابه دارد و این جمله را هم اضافه کرده است : این کلمات در اسکندر اثر غریبی کرد، زیرا به خاطر آورد که عظمت انسان چقدر مشکوک است.

 آرمگاه در گستره فرهنگ ایرانی ص 9

 

گاهشمار 20 فروردین

بپاخيزی  به آفريد  

   مولفان تاریخ قيام ايرانيان استقلال طلب، بیستم فروردین ( نهم آوريل سال 744 ميلادی) را روزی نوشته اند كه « به آفريد » در زوزن خراسان پرچم خود را بلند كرد . وی كه در اجتماع مردم با پيراهن سبز ظاهر می شد و كلامی نافذ داشت از سوی مخالفانش متهم به جادو گری شده بود. قيام ايرانيان در گوشه و كنار وطن اندك زمانی پس از اشغال ايران توسط عربان مسلمان آغاز شده بود. تاريخ بپاخيزی ايرانيان استقلال طلب از درخشانترين فصول تاريخ عمومی جهان و آکنده از قهرمانی و جانبازی است.

www.iranianshistoryonthisday.com

به مناسبت 19 فروردين ، جشن فروردينگان

جشن فروردینگان

 

فروهر

 در ايران قديم، به مناسبت‌های گوناگون جشنی برگزار می‌شد و از آنجا كه «جشن» نوعی عبادت به شمار می‌آمد، برگزاری آن رنگ ديني به خود گرفته بود. در باور‌های ايرانی، برخي از اين جشن‌ها، جشن‌های واجب بود، مانند گاهانبارها كه جشن‌های سالگرد آفرينش‌های شش‌گانه (آسمان، آب، زمين، گياه، چارپای مفيد و انسان) هستند و برخی جشن‌های مستحب، مانند جشن‌های برابری نام روز و ماه.
 در اعتقادات زرتشتی، ماه را به چهار قسمت نامساوی تقسيم می‌كردند و هر روز ماه را با نام یکی از امشاسپندان و ايزدان می خواندند. در هر ماه، در روزی كه با نام آن ماه همنام می‌شد، جشنی برگزار می‌كردند كه برخی از اين جشن‌ها از عموميت و اهميت زيادی برخوردار بودند و تا امروز اعتبار و اهميت خود را حفظ كرده‌اند، مانند جشن فروردينگان (19 فرودين)، جشن تيرگان (13 تير)، جشن مهرگان (16 مهر) و جشن اسفندگان (5 اسفند
(.
 روز نوزدهم هر ماه «فروردين» نام دارد و نوزدهم فروردين جشنی برگزار می‌شد، به نام «فروردينگان» كه به آن «فرودگ» نيز مي‌گويند
.
 «فروردين» به معناي «فروهرها» و ماه فروردين اصلا ماه فروهرها و اين جشن در تجليل از فروهرهاست. فروهر
(Frawahr) كه صورت اوستایی آن فروشی (Fravashi) و صورت پارسی باستان آن فرورتی (Fra-vrti-) است، یکی از موجودات اساطيری ايران و از بحث انگيز‌ترين آنهاست.
 هر انسانی از پنج عنصر تشكيل شده است: روان، جان (اساس زندگی)، فروشی («خود» آسمانی او)، وجدان و تن. فروهر يا فروشی بخشی از وجود مينوی انسان است كه روح محافظ اوست. هر بدی كه آدمی بر زمين كند، بر «خود آسمانی او تاثير نمی‌گذارد و فقط وجود زمینی انسان است كه به سبب گناهانش در دوزخ رنج می‌برد. به عبارت ديگر، فروهر روح پاسبان آدمی است كه پيش از تولد وجود دارد و پس از مرگ نيز باقی می ماند. روان پس از مرگ به فروشی خود می ‌پيوندد. از آنجا كه فروهر‌ها يكسره پاك‌اند، از ياوران نيروهای اهورایی به شمار می‌آيند و اهورا‌مزدا را در نبرد با اهريمن ياری می‌كنند. آنان همچون «سواران دلاور نيزه به دست» به صف ايستاده‌اند و مانع فرار اهريمن از جهان روشنی می‌شوند كه با زور در آن وارد شده بود
.
عقيده به فروشی باوری پيش زرتشتی و متعلق به دوران آريایی‌هاست. باوری كه محكم و با قدرت به دين زرتشت راه يافت و كاملا رنگ دینی به خود گرفت
.
 جشن‌های نوروزي و ماه فروردين با فروهرها پيوند خورده است چون عقيده بر اين است كه در اين ايام سال، فروهرها به زمين فرود می‌آيند و به خانه‌های سابق خويش می روند. پس مردم بايد برای پيشواز آنان خانه را پاكيزه كنند، برای هدايت آنان آتش بيفروزند و در اين روزها، بوی های خوش در آتش نهند و روان‌ها را ستايش كنند و اوستا بخوانند تا روان‌ها آسايش داشته باشند و با شادی و نشاط باشند و بركت ارزانی دارند. در اين روزها، به هيچ كاری نبايد دست زد، مگر انجام وظايف و كار نيك تا اينكه فروشی‌ها با رضايت خاطر به جای‌های خويش برگردند و خوبی بخواهند و در پايان جشن، روان‌ها را بدرود می ‌گويند. در روز نوزدهم فروردين، روز جشن فروردينگان مراسم خاصی در بزرگداشت اين موجودات مينوی و در بعدی گسترده‌تر، در بزرگداشت روان درگذشتگان برگزار می‌شد، كه هنوز در ميان هموطنان زردشتی، به خصوص در يزد، با تشريفات خاصی برگزار می شود
.

 فرودگ يا فروردينگان جشنی است برای يادبود درگذشتگان و از آنجا كه در دين زردشتی، آيين‌های سوگواری به اشكالی كه می ‌شناسيم، وجود ندارد، اين مراسم به صورت جشن برگزار می ‌شود و مردم روان درگذشتگان را هم در شادی خود شركت می ‌دهند.

برگزیده ازنوشته ای از سایت خبرگزاری میراث فرهنگی

برای خواندن متن کامل اینجا را کلیک کنید.

فروردین

«فروردين» نام نخستين ماه سال و فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاهشماری اعتدالی خورشيدی است. در اوستا و پارسی باستان «فرورتينام» در پهلوی «فرورتين» و در فارسی «فروردين»‌ گفته شده كه به معنای فرورهای پاكان و فرورهای پارسايان است. بنا به عقيده پيشينيان، ده روز پيش از آغاز هر سال فروهر در گذشتگان كه با روان و وجدان از تن جدا گشته، برای سرکشی خان و مان ديرين خود فرود می آيند و ده شبانه روز روی زمين به سر می برند. به مناسبت فرود آمدن فرورهرهای نيكان، هنگام نوروز را جشن فروردين خوانده اند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمين هستند و بامداد نوروز پيش از بر آمدن آفتاب به دنيای ديگر می روند.
در اين ماه آفتاب در برج قوچ(حمل) قرار می گيرد. از اين رو فروردين را در بروج دوازده گانه برابر با قوچ یا حمل  دانسته اند. از ماه فروردين نزد اقوام مختلف ايران با عناوين محلی گوناگونی ياد شده است. كردها آن را «جوثانه» و برخي «خاكه ليوه» نام می برند و آن را ماه جشن می دانند. در مناطق گيلان با نام های «سياما» و «اول ما» در مازندران به نام های «فروردين»،‌ «سيا» و «سبيو» و در كومشی (نواحی شرقی و مركزی ايران) به عنوان «سی يا» نام برده شده است. در فروردين روز، پوشيدن جامه نو و ديدن گوسپندان و رمه و گله گاوها و اسبان، نيكوست
.
رنگ قرمز، فلز آهن، سنگ مرجان قرمز و سياره مريخ را به اين ماه منسوب می دانند
.

میلاد آشو زرتشت ، نخستین پیام آور یکتا پرستی

ششم فروردين ماه مصادف با ميلاد «اشو زردشت» نخستين پيامبر یکتاپرستی در جهان است. سال و محل تولد وی به روشنی مشخص نيست، دورترين زمانی كه برای تولد او قایل شده اند، سده هجدهم پيش از ميلاد و نزديكترين آن سده ششم پيش از ميلاد است.

سه روز به تولد زردشت مانده خانه پوروشسب (پدر اشو زردشت)را نور فراگرفته بود و از همه خانه نور می تافت. بزرگان ده گمان كردند كه ده آتش گرفته است. به هراس افتادند و گريز اختيار كردند، اما در بازگشت دريافتند كه به هيچ جای ده آتش نيفتاده است، بلكه در خانه پوروشسب مرد شكوهمندی زاده شده و اين روشنی از فره اوست.براي نابود كردن او ديوان و جادوگران توطئه های بسيار كردند كه هيچ كدام به سرانجام نرسيد. بنابر روايت «وجركرد دینی» تولد اشو زرتشت در روز خرداد(روز ششم) ماه فروردين بوده است و او به هنگام تولد خنديد.
 

 دیگر رخدادهای روز ششم فروردین:

530 سال پیش از میلاد، به پادشاهی رسیدن کمبوجیه (پسر کوروش کبیر) در بابل

به روایت اسطوره های ایرانی، روز کین خواهی سیاوش

ششم فروردین ، زادروز زرتشت

فرخنده باد ششم فروردین زادروز زرتشت، پیامبر مهر و دوستی و نیکی 

ای راستی و ای منش نیک ، من برای شما سرودگویانم،

سرودهایی که تا کنون کس نسروده.

همچنین برای خدای دانا سرود می خوانم و نیز برای کسانی

که برایشان آرامش ، شهریاری شکست ناپذیر را گسترش می دهد.

به نیایشم گوش کنید ، به یاریم بشتابید.

برگرفته از گاتهای زرتشت

به نام خداوند جان و خرد

نوروزتان خجسته باد

تا هست ز مهر و مه نشانه              خوش باش هميشه در زمانه

۲۵۶۴ شاهنشاهی ایران 

۱۳۸۴هجری خورشیدی